بسمه تعالي
ضمن عرض تبريك اعياد قربان و غديراز اينكه دير به روز كردم واقعا عذرخواهي مي كنم. حقيقت اينكه فرصتي دست داد تا چند روزي در مشهد باشم و البته قصد داشتم به رسم گذشته هاي نه چندان دور از جوار امام رضا (ع) به روز كنم ولي توفيق نشد.
اما سخن امروز:
در بررسي مفهوم امپرياليسم آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند نفوذ اقتصادي و سياسي يك واحد سياسي در ديگر كشورهاست اما با نگاهي دقيق و موشكافانه در مي يابيم بيش از هر چيز عوارض فرهنگي و هويتي اين اقدام است كه ماندگار خواهد بود كه ما در اين نوشتار تحت عنوان امپرياليسم فرهنگي از آن نام مي بريم.
قصد بنده پرداختن به موضوع امپرياليسم فرهنگي نبوده بلكه بيان واقعيتهايي پيرامون كشور خودمان است كه البته نقل محافل و مجالس نيز بوده و مبين همين واقعيت است.
دوسالي بيشتر از زماني كه خليج فارس را با نام خليج عربي ناميدند و در نقشه هاي جغرافيايي چاپ نمودند نگذشته است.حتما يادتان است كه هنگامي ما متوجه شديم كه ايرانيان مقيم در خارج از كشور شروع به اعتراض نمودند و تازه بعد از آن بود كه مسؤولين وزارت خارجه ما اعلام موضع كردند.
در آن روز بايد مي فهميديم كه اين داستان سناريويي از پيش تعيين شده دارد و اين ما هستيم كه همچنان در هجمه فرهنگي و هويتي غرب و بازيچه هايش قرار داريم .
درست است اين داستان سري دراز دارد.در ادبيات فرهنگي جهان آنچه اهميت مي يابد محتواي فرهنگ است كه قادر است هرگونه تعرضي را پاسخ گويد و يك فرهنگ آن هنگام آسيب پذير خواهد بود كه از درون پوسيده گشته و به عبارت بهتر دچار استحاله فرهنگي گردد.
غرب و بعضا نوچه هاي آن دقيقا در پي همين هدف مي باشند.
كشوري كه از بسياري از شهرهاي ما كوچكتر است به خود اجازه مي دهد به هر شكل ممكن اقدام به ربايش محتواي فرهنگي كشور ما نمايد.چند هفته اي بيشتر از مراسم افتتاحيه بازيهاي آسيايي قطر نگذشته و جالب اينجاست كه همه فقط حرف زده اند.هيچ كس ناراحت نشد و يا بيان نكرد كه چگونه كساني كه در تاريخ خود اوج افتخاراتشان كسب غنيمت هاي جنگي است دانشمندان اسلامي ما را به نام خود قبضه كردند و تنها با قرار دادن ال در ابتداي اسامي آنها مفاخر علمي و فرهنگي ايران را ربودند و به نام خود زدند.
جالب است نه؟
گفتم؛ جالب اينجاست كه همه ما وظيفه ديگري مي دانيم و خود را غير مسؤول.
باور كنيد ابوريحــان بيرونـــي، ابن سينــا و زكريــاي رازي نيز به ايراني بودن خود افتخار
مي كردند و اين ما هستيم كه به راحتي اجازه مي دهيم ديگراني كه هيچ نداشته اند امروز بدون عنوان كردن نام ايران و ايراني تمامي دانشمندان مسلمان را از خود بدانند.
قطر ميلياردها دلار هزينه كرد تا بگويد هرچه دانش و فرهنگ است از آن اوست و ما با طرح حاشبه ها از اصل موضوع كه همانا عرب نمودن دانشمندان مسلمان ايراني بود دور مانديم.
تاجيكستان خوانندگان فرنگ رفته ما را دعوت مي كند و به آنان به دليل زنده نگه داشتن زبان فارسي نشان اعطاء مي كند و سال 2006 ميلادي را سال احياي نژاد آريا مي خواند.
جالب است نه؟
آنچه بنده را بر آن داشت تا اين كلام را از دل بر زبان جاري كنم اين خبر سايت بازتاب بود.خودتان بخوانيد.
فيلم مولانا، پروژه مشترك تركيه و هاليوود
اين بارشاعر پارسي گوي ما نيز در قبضه آنان است.به نظر شما همكاري هاليوود با تركيه بي دليل است.مگر سينماي تركيه چه دارد كه هاليوود در آن حضور مي يابد.آن هم با حضور معروفترينهايش.
راحت بگويم اشعار مولانا كجا و حضور بازيگر معلوم الحالي چون دي كاپريو كجا.
دوستان قصد بنده حقير اطاله كلام نيست ولي مي دانم كه از بين بردن هويت يك ملت با برداشتن مفاخر آن امكان پذير خواهد بود و اين امر در شرف اتفاق افتادن است.
ديري نخواهد گذشت كه نه تنها حافظ و سعدي بلكه نيما و ملك الشعرا و شايد هم پروين اعتصامي را از درون كتابهاي ديگران پيدا كرده و حسرت ايراني بودنشان را بر دل خواهيم داشت.
مسؤولين فرهنگي ما چه...
مگر نه اينكه ادعا داريم براي حفظ اين آب و خاك بود كه هزاران شهيد را تقديم نموديم؟
باور كنيد هويت را بايد با چنگ و دندان نگهداري كنيم.
يا علي








